www.montazer.ir
امروز: پنج‌شنبه 26 آوریل 2018 | ساعت : 06:27:43 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 8648
9 دسامبر 2017

خانواده آسمانی؛ جلسه 482؛ 96/9/16

«کنترل زبان» مانع از آسیب به بدن، روح و دین انسان می شود

بد زبانی موجب آسیب دیدن جان، روح و دین انسان می‌شود و دارای عواقب شدیدی همچون محرومیت از تولد سالم، آشکار شدن عیوب انسان، عذاب قبر و محرومیت از بهشت می‌شود.

بسیاری از آسیب‌های بدنی و تهدیدهایی که به انسان می‌شود، به خاطر زبان درازی یا بدزبانی است. اگر انسان در هر موقعیتی زبانش را حفظ کند، تا حدود زیادی از این آسیب‌ها در امان می‌ماند. در حالی که با زبان خوش می‌تواند همه چیز را حفظ کند.

مهمتر از همه چیز، دین است که مربوط به ابدیت و آخرت انسان است. تحصیل و ارتقای آن، به حفظ و درست به کار بردن زبان بستگی دارد و نابودی‌اش هم به عدم حفظ زبان است.

این دو کلمه را خوب دقت کنید: وقتی می‌گوییم: «ارتقا» و «رشد آخرتی» که به حفظ و درست به کار بردن زبان بستگی دارد، یعنی گاهی انسان باید سکوت کند. چون با سکوتش می‌تواند آخرتش را حفظ کند و گاهی هم با درست به کار بردن زبان می‌تواند جهنم‌ها را خاموش و بهشت و قرب الی الله را تحصیل کند.

برکت زبان مثل سفینه‌ی فضایی می‌ماند که ما را با سرعت نور به قرب الی الله می‌رساند و نیز به همان میزان می‌تواند ما را از خداوند دور کند.

تحصیل قلب سالم در گرو حفظ زبان است

نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) می‌فرمایند: «سَلامَةُ الإنسانِ فی حِفظِ اللِّسانِ= سلامت انسان در حفظ زبانش است». این سلامت، همه ابعاد سلامت را در بر می­‌گیرد، یعنی هم سلامت جسم و هم سلامت روح و هم سلامت دین.

این که در مورد آخرت خداوند می‌فرماید: «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم= روزی که نه مال و نه فرزندان و نه هیچ چیز دیگری به درد نمی‌خورد، مگر قلب سالم»، یعنی سهم عمده‌ی قلب سلیم، «زبان» است. با حفظ زبان، سلامت قلب به دست می‌آید. یعنی اگر قلب مریض باشد، می‌توان آن را اصلاح کرد. اما اگر قلب هم سالم باشد، بدزبانی به آن آسیب می‌رساند.

کلمات خوب و بد در جسم و روح انسان تاثیرگذارند؛ چه مکتوب و چه ملفوظ

«وجود کتبی و وجود لفظی» هر دو تاثیرگذار هستند. مثلا گاهی شما دعا را می‌نویسید و همراه‌تان نگه می‌دارید. این دعا تاثیر خاص خودش را دارد. این وجود کتبی است. گاهی هم آن کلمات را به زبان می‌آورید. این وجود لفظی است که این هم تاثیر خودش را دارد.

الفاظ بار و نتیجه دارند. وجود لفظی اثر دارد. مگر می‌شود یک چیزی وجود داشته باشد و اثر نداشته باشد. آدم بدزبان، متوجه نیست که به سلول‌های عصبی، مغزی، قلبی، استخوانی و پوستی خودش آسیب می‌زند.

وقتی پدر یا مادر خانواده دائماً کلمات منفی به کار ببرند و نق و غر بزنند، به خودشان یا به هر کس دیگر توهین و بددهنی کنند، علاوه بر این که فضا را آلوده می‌کنند، روح و بدن و حتی سلول‌های بدن خود را نیز، نابود می‌کنند. درحالی که متوجه نیستند چه می‌کنند. پس وقتی صحبت از حفظ زبان می‌شود، باید توجه کنیم که مطلق حفظ را می‌گوییم. حفظ زبان یعنی حفظ همه چیز، و عدم حفظ آن، یعنی نابودی همه چیز.

حفظ بدن از کنترل زبان دو نوع است: نگه داشتن از حرف های رکیک و کلمات معصیت بار مثل غیبت، تهمت، فحش، آزار و سرزنش، متلک، تمسخر و .... که به جسم انسان آسیب و صدمه می‌زند و دوم این که حفظ بدن از دیگران است. خیلی وقتها انسان با زبانش حرفی می‌زند که بزرگتر یا قدرت مافوق یا حتی پایین دستی ممکن است قصد بدن انسان را کند و آسیب بزند. اینها خیلی مهم است. پس حفظ، همه اقسام حفظ را شامل می‌شود: هم قلب را می‌گیرد هم بدن و هم دین را شامل می شود.

بالاترین فضیلت، سکوت و حفظ زبان است

یکی از ارکان رشد معنوی سکوت است. یعنی انسان اگر بخواهد رشد و قدرت پیدا کند و به قرب برسد و تشبه به اهل بیت علیهم‌السلام حاصل کند، لازم نیست کارهای خیلی زیاد و سختی را انجام بدهد؛ بلکه کافیست که فقط زبانش را حفظ و کنترل کند. هر چه به فکرش آمد، بیان نکند. با سکوت، زبانش را نگه دارد. این خیلی مهم است.

امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حِفظُ اللِّسانِ و بَذلُ الإحسانِ مِن أفضَلِ فَضائلِ الإنسانِ= حفظ زبان و بذل محبت از بالاترین فضیلت های انسان است»،

اگر به دنبال رشد معنوی و ارتباط با غیب هستیم، باید در حفظ زبان تلاش کنیم. پیامبر اکرم بزرگترین مانع ارتباط با غیب را در زیاد حرف زدن دانسته و می‌فرماید: «لو لاتکثیر فی کلام= اگر شما زیاد حرف نمی‌زدید»، تاکید می‌فرماید که اگر زیاد حرف نمی‌زدید، هر چه که من می‌دیدم، شما هم می‌دیدید. این یعنی حفظ زبان در مکاشفه و رشد معنوی تا حد ارتباط با غیب اثرگذار است. یعنی در میزان و نحوه‌ی ارتباط ما با خانواده آسمانی و اهل غیب تاثیر دارد.

صمت و جوع و سحر و خلوت و ذکری به دوام       ناتمامان جهان کند این پنج تمام

یعنی کسی که می‌خواهد کامل بشود و به اوج برسد، به پنج چیز نیاز دارد: سکوت، گرسنگی (البته گرسنگی معقول و با برنامه و نه منفی)، سحر (یعنی بیداری و خلوت که باز مربوط به سکوت است)، ذکر دائم و پنجم حفظ زبان.

تعجب نکنید که فلان کس که اهل گناه بود، چطور رشد کرد و ارتقا و جهش معنوی پیدا کرد؟ خانم یا آقایی که 20سال گناه و فحشا داشته، چطور توانسته این همه جرم و جنایت و گرفتاری را از خودش دور کند و به نورانیت برسد؟ سکوت و خلوت است که  باعث می‌شود انسان بتواند گذشته خود را جبران و بازسازی کند و به پرواز و رشد و غیب برسد.

پس اگر کسی دنبال رشد و فضیلت و ساخته شدن است، باید از راه سکوت و ذکر وارد شود. نگوید چرا من با وجود این که استاد خوبی دارم، درس می‌خوانم و تلاش می‌کنم، کارهای عبادی‌ام را هم انجام می‌دهم، چرا رشد خوبی ندارم؟ چون در جایی ریزش داری و آن «پرحرفی» است. پرحرفی فقط در حرف منفی نیست. حرف مثبت و معمولی هم می‌تواند باشد. انسان با پرحرفی سقوط می‌کند. حرف‌های منفی‌اش که وحشتناک تر هستند. چون انسان را نابود می‌کند و به جایی می‌رساند که شیطان هم دیگر او را نمی‌پذیرد.

«حفظ زبان» عیب ها را می پوشاند

 یکی دیگر از خیرات و برکات حفظ زبان، پوشیده شدن عیوب انسان است. امیرالمومنین می‌فرماید: «مَن حَفِظَ لِسانَهُ سَتَرَ اللّه ُ عَورَتَهُ = کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب‌هایش را می‌پوشاند».

زبان دو جنبه مثبت و منفی دارد که حضرت در این کلام به جنبه مثبت آن اشاره می‌کند.

جنبه منفی آن این است که بدزبانی، آبروی انسان را می‌برد. عیب‌ها را به دیگران نشان می‌دهد؛ اما در جنبه مثبتش، زبان نمی‌گذارد آبرویت برود. این که انسان می‌تواند علیه کسی حرفی بزند، ولی جلوی زبانش را می‌گیرد، نتیجه‌اش این می‌شود که چون پشت سر کسی حرف نزده، خدا هم آبروی او را نگه می‌دارد. جایی که در خطر رسوایی و فاجعه قرار گرفته باشد، خداوند حفظش می‌کند.

حفظ زبان نوعی احترام به خویش است

حضرت می‌فرماید: «مَن حَفِظَ لِسانَهُ أكرَمَ نَفسَهُ= هر کس زبانش را حفظ بکند، به خودش احترام گذاشته است».

زبان وقتی که پر حرف شد، حتی اگر حرف بد هم نباشد، انسان را ضایع، بی‌قیمت و بی‌ارزش می‌کند.

در اختلافات خانوادگی اگر عروس و مادرشوهر یا خانواده شوهر و داماد و خانواده همسر، زبان‌شان را حفظ کنند و مقابله به مثل نکنند و چیزی نگویند، تمام جهنم‌ها می‌سوزد و از بین می‌رود و بهشت روزی انسان می‌شود. همه‌ی هنر انسان همین است که زبانش را حفظ کند. به این می‌گویند «عقلانیت».

امام صادق (علیه‌السلام) در نجات انسان بر حفظ زبان می‌فرماید: «نَجاةُ المؤمنِ فی حِفظِ لِسانِهِ= نجات مؤمن در حفظ لسانش است». در اینجا حفظ زبان جنبه‌ی معنوی و ایمانی و دینی پیدا کرده است.

مؤمن یعنی انسان و هر انسانی خارج از این دایره ایمانی، فاسق است. قرآن فرمود: «أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا یَسْتَوُونَ[1]= آیا كسى كه مؤمن است چون كسى است كه نافرمان است‏؟ اینها یكسان نیستند».

اگر کسی بخواهد انسانیت و باطن انسانی داشته باشد و شکلش شبیه انسان باشد و به صورت انسان محشور شود، باید بتواند زبانش را حفظ کند. این هم نیاز به خودسازی، رعایت اخلاق و معنویت دارد.

حفظ زبان یک قاعده است. آدمی که قادر به حفظ زبانش نیست، هرچقدر هم رشد کند، با زبان سقوط می‌کند. هر چقدر زحمت بکشد، زحماتش هدر می‌رود و  چیزی برایش نمی‌ماند.

حفظ زبان معادل کل عمل است

نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) می‌فرمایند: «ما عَمِلَ مَن لَم یَحفَظْ لِسانَهُ = اصلاً عمل نکرده کسی که زبانش را حفظ نکند»، یعنی کسی که نماز شب می‌خواند و اعمال صالح دارد، اما با یک کلمه همه‌ی عبادتش هدر می‌رود. با یک کلمه گاهی انسان ریا می‌کند و اعمالش هدر می‌رود. گاهی هم «سمعه» می‌کند که نوع دیگری از ریا است. یعنی به گوش کسی می‌رساند که مثلا دیشب نماز شب خوانده یا فلان عمل خیر را انجام داده. این فرد نه تنها عمل نکرده، بلکه مرتکب فسادی هم شده. این کار خیلی خطرناک است.

پس طبق فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله)، کسی که زبانش را حفظ نمی‌کند، مثل این است که عمل نکرده. یعنی زبان، اعمال و کارهای خیر انسان را از بین می برد.

مثلا خانمی که در خانه زحمت می‌کشد، فداکاری می‌کند،‌ کار خوب می‌کند، بعد که همسرش می‌آید، با نیش زدن و غر زدن تمام زحماتش را هدر می‌دهد. گاهی فقط در حد هدر دادن نیست، بلکه آتش زدن است. یا آقائی که از صبح تا شب کلی زحمت کشیده و تلاش کرده. همین که به خانه می‌آید، با کلامی که از دهنش در می‌آید، تمام زحماتش هدر می‌رود.

پس دقت کنید کجا اعمال مان، نماز شب‌ها، صدقات، جبهه رفتن‌ها، گریه کردن‌ها، عبادت‌ها و کارهای خیر و راهپیمایی های چند صد کیلومتری اربعین و زیارت ائمه، مکه و مدینه رفتن و... نابود می‌شود!

گرنه با خود مرده داری ای پسر              پس چرا گندیده ای پا تا به سر

قرآن در مورد چنین افرادی می‌فرماید: «لا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ[2]= و خدا با آنها سخن نمی‌گوید» خدا اصلا با او حرف نمی‌زند در روز قیامت. اگر آبروی مسلمانی را بردید و غیبت کردید، تهمتی زدید، خبرچینی کردید.

خدا می‌گوید نمی‌خواهمت. شیطان هم می‌گوید نمی‌خواهمت. حالا ببینید این چقدر فاجعه به بار می‌آورد. هر چقدر هم عبادت انجام بدهید، مداحی کنید، تدریس کنید، کار خیر انجام بدهید، به فقرا برسید و... شخصیتاً حذف می‌شوید.

پس دقت کنید کلام چه کار می‌کند با انسان. اگر کسی زبانش را حفظ نکند هیچ و پوچ است. بخش مهمی از خودسازی، ریاضت، کار معنوی و عرفانی تمرین بر حفظ زبان است.


[1] . سوره سجده/آیه 18.

[2] . سوره آل عمران/آیه 77.