www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 1 خرداد 1397 | ساعت : 14:48:11 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9040
11 ارديبهشت 1397

نیمه شعبان؛ 97/01/30

ماه شعبان، ماه سازندگی است

ماه مبارک شعبان یک رحم قدرتمند زمانی است که روح ما در این ماه برای پاکی و اوج گرفتن، آمادگی فوق‌العاده‌ای دارد.

 

توصیه می‌کنم به عزیزان که یک وقت جدی برای اعمال این ماه اختصاص بدهند. به خصوص مناجات شعبانیه که دعای فوق‌العاده‌ای دارد. خدا امام را رحمت کند که فرمودند: «من ندیدم دعایی را که بگویند همه ائمه آن را می‌خواندند». مضامینش فوق‌العاده عالی است، اما این دعا به گونه‌ای است که احتیاج به فراغت بال دارد، یعنی باید در حین خواندنش خلوت و تمرکز داشته باشید تا یک حس خیلی خوب و قشنگی ایجاد شود و بتوانید با محتوایش ارتباط برقرار کنید و از نورانیتش کسب نور کنید. چون اگر بفهمیم چه چیزی می‌خوانیم، انتخاب می‌شویم و یک ارتقا و رشدی پیدا می‌کنیم و نگاه ویژه‌ای به ما می‌شود.

قطعاً کسانی که عربی بلد هستند، می توانند از مفاهیم عمیق لذت ببرند. چون متن عربی یک خاصیّت و نورانیتی دارد که در فارسی نیست، امّا اگر کسی بلد نیست حتماً فارسی اش را بخواند.

شب نیمه شعبان به شرافت این ماه اضافه کرده و انبیاء گذشته حتی قبل از پیغمبر هم در روایت داریم که شب نیمه شعبان را احیا می‌گرفتند. این فرصت را از دست ندهید. اگر انسان از ماه شعبان خوب استفاده نکند، نمی‌تواند با یک چشم بینا، آمادگی روحی، نشاط و با یک دریافت خوب وارد ماه مبارک رمضان بشود. به قول علی (علیه‌السّلام) جز گرسنگی و تشنگی سهمی از این ماه نمی‌برد. پس از الان باید خودمان را برای آن ضیافت باشکوه، شیرین و شاد آماده کنید.

اهل بیت؛ حافظ ما در دنیا و آخرت هستند

یکی از صفات اهل بیت «حُماة=حمایت‌گر» است. در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ= و مدافعان حمایت كننده» یعنی کسانی که نگهدارنده، حفظ‌کننده و حامیان ما هستند. حس اینکه انسان کسانی را دارد که هم در دنیا مراقب او هستند و هم در نظام آخرت بی‌کس و کار نیست حس فوق العاده خوبی است.

سردرگمی، بی‌صاحب و بی‌کس و کار بودن در نظام آخرتی خیلی وحشتناک است. البته این بی‌کس و کاری، حس نادرست خود ماست، نه اینکه ما واقعاً بی‌کس و کار هستیم. به قول خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) این رفتارهای خود ماست که ما را تنها می‌کند و فاصله‌هایی که ما در دنیا از خانواده آسمانی مان می‌گیریم، باعث می‌شود ما آنجا بی‌کس و کار باشیم؛ امّا اگر انسان در دنیا بفهمد من این امام هایم مهربان را دارم، لذت می برد و شادی می کند.

شما به میزانی اهل بیت را دارید، که آنها را دارایی خودتان بدانید، یعنی حس دارا بودن اهل بیت، حس فوق‌العاده زیبا و وصف‌ناپذیری است.

بزرگترین لطفی که خدا در حق ما کرده، این است که اهل‌بیت را کس و کار ما قرار داده . اگر انسان به این باور برسد،  اساساً در سبک زندگیش، یک انقلاب و جهش اتفاق می‌افتد؛ امّا کسی که در این غمکده دنیا، احساس تنهائی کند، حتی خانواده زمینی هم نمی‌توانند انسان را از غم و تنهایی نجات بدهند. نه همسر، نه فرزندان، نه پدر و مادر، هیچ کس نمی‌تواند انسان را از تاریکی و تنهایی دنیا نجات بدهد. پس آن چیزی که وقتی انسان به آن فکر می‌کند، دنیا را برای او خیلی شاد، آرام و زیبا می‌‌کند، حس داشتن خدا و اهل بیت (علیهم السّلام) است. باید این حسها را در خودتان تربیت کنید و پرورش بدهید.

از بركات وجود اهل بیت علیهم السلام، دین شناسى است

یکی از لذت‌های دوست داشتن اهل بیت، این است که شما به معالم حقیقی دین می‌رسید. به اطلاعات تخصصی و معصومانه‌ای می‌رسید که منحصر به فرد است. در زیارت جامعه می خوانیم: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعَالِمَ دِینِنَا= به وسیله ی موالات شما است که خدا معالم دین مان را به ما یاد می دهد».

 شما کدام مذهب را سراغ دارید که 260 سال معصوم داشته باشد و همه معارف معصومانۀ بی‌نظیر را در اختیار شیعیان و فرزندانشان قرار داده باشد. همین عشق به اهل بیت، باعث می‌شود شیعیان همیشه از نظر عقلانی، معرفتی، اخلاقی، برترین مردم روی زمین باشند. چون تعلیمی که امامانی می دهند، همیشه برترین و بزرگترین بوده است.

تبدیل گناهان به حسنات، از دیگر برکات وجودی اهل بیت است

در فرازی دیگر می خوانیم: «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا= و آنچه را از دنیایمان تباه شده بود، اصلاح كرد». یعنی مودت اهل بیت به گونه‌ای است که تمام فسادهای عمر ما را جبران می‌کند. آنها می‌توانند همه گناهان ما را ذوب کنند، همه گذشته تاریک ما را تبدیل به روشنی و نورانیت کنند و تبدیل به حسنه ‌کنند. این بشارت، بشارت خیلی بزرگی است. چون دل آدم را می‌برد.

این همان  رحم قدرتمند شخصیتی اهل بیت (علیهم السّلام) است که هر کس واردش می‌شود، حتی اگر در چند دقیقه، یک ولی الله از آن بیرون می‌آید.

 رحم شخصیتی اهل بیت به گونه ای است که مثلا وقتی شما به زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می‌روید، در روایت داریم اگر انسان با معرفت برود، خداوند تمام گناهان گذشته او را می‌آمرزد.

معصومین بهشت‌های ما هستند، امام حسین (علیه‌السلام)، امام سجاد (علیه‌السلام) و سایر حضرات عشق ما هستند. پس فرصت لذت بردن از محضر اهل بیت و عشق‌بازی با اینها را از دست ندهید. چون بعداً خیلی پشیمان می‌شویم.

انس شما با خانواده آسمانی تان در آخرت تابع انس شما در دنیاست. هر کس می‌خواهد موقع مردن به بعد، لذت، انس و همنشینی بیشتری را با اهل بیت علیهم‌السلام احساس کند، باید در اینجا این انس و رفاقت با اهل بیت را برقرار کند.

خود این موالات وقتی به معنای واقعی در دل سکنی ‌گزید، انسان را پاک می‌کند و برایش آرامش و شادی آور است. بنابراین، ما باید در مسئله داشتن اهل بیت تمرین کنیم. اما حجاب‌ها، خودشیفتگی‌ها و خودبینی‌های ما باعث شده تا ما این عشق را نبینیم و این لذت را درک نکنیم.

با اهل بیت احساس خلاء عاطفی نمی کنید

وقتی شما غم اهل بیت را هم می‌خوری، باز شاد و قوی هستی. حس داشتن چنین شخصیت‌های قشنگ و بزرگ واقعاً انسان را از همه ی تنهایی ها، غصه‌ها و محدودیت‌ها نجات می‌دهد.

محال است انسان با داشتن اهل بیت احتیاج به عاطفه کسی داشته باشد یا خلأیی او را اذیت کند. امکان ندارد. اما علت اینکه با داشتن آنها گداصفت و محتاج و کور و گدا می‌شویم و احساس تنهایی و غصه و احساس بی‌کسی داریم؛ احساس  خلأهای عاطفی و تاریکی داریم، این است که اهل بیت را کنار خود نمی‌بینیم. همان که همیشه می‌گوییم:

آفتی نبود بدتر از ناشناخت
 

 

تو برِ یار و ندانی عشق باخت
 

اگر کسی اینها را در زندگی اش بشناسد و قلبش هم آنها را باور کند و به رسمیت بشناسد، همیشه آدم خوب و خوش‌اخلاق و مهربان و شاد است. یعنی وقتی اهل بیت را داری، هیچ مشکلی شما را رنج نمی دهد. وقتی اهل بیت را داری، تجاوزها، تندی‌ها، فضولی‌ها، عیب‌جویی‌ها، غیبت‌ها، تهمت‌ها و .... از زندگی انسان واقعاً کنار می‌رود. پس اگر انسان به این معرفت رسید و ارتباطش را با اهل بیت تقویت کرد، به دریای رحمت می‌رسد. چون اهل بیت دائماً در دل انسان تابش نورانیت دارند، شادی می‌آفرینند.

حقیقت اهل بیت همانند آبی است که به انسان ها حیات و زندگی می دهد

اهل بیت مثل آبی هستند که وقتی شما در حالت تشنگی آن را می‌نوشید، به شما حیات و لذت می‌دهد.

در مقام عرفان به آن حقیقت «مائیه» می‌گویند. آیه شریفه «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ[1]= و هر چیز زنده‏ اى را از آب پدید آوردیم» اشاره به این نکته دارد که آب برای روح انسان، همان حقیقت محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است؛ یعنی حقیقت اهل بیت (علیهم السّلام) و امامزادگان (علیهم السّلام) دقیقاً مثل آب برای ما منشا حیات، قدرت، طراوت و نشاط روح هستند. ولی اگر کسی اینها را دارد و باز غصه دارد، باید  در معرفتش شک کند.

اگر کسی با صلوات زنده نمی‌شود، این مثل آدم سرماخورده‌ای است که عطر را جلوی بینی اش ‌بگیری، حالش بهم می‌خورد؛ گُل را جلوی بینیش بگیری، حالت تهوع به او دست می‌دهد؛ پس مشکل از ما و مریض بودن ماست. این را باید برطرف کنیم.پس اگر کسی می‌خواهد طراوت، شادی و نشاط را در وجود خودش ادراک کند، باید به معرفت اهل بیت برسد. چون اهل بیت (علیهم السّلام) خانواده آسمانی و ریشه حقیقی ما هستند و هیچ وقت از ما جدا نمی‌شوند، هیچ وقت فراقی بین تو و آنها اتفاق نمی‌افتد، این هم در سایه خودشناسی به ما می‌رسد.

 بنابراین، اگر خودمان را شناختیم، خانواده آسمانیمان را هم می‌شناسیم. همه ظهورشان، قشنگی هایشان، آثار و خیرات و برکات وجودی اینها در همین دنیا به ما می‌رسد.

چرا با وجود اهل بیت شاد نیستیم؟

شادی و نورانیت «داشتن اهل بیت» خیلی عظمت دارد. اما چرا این را درک نمی‌کنیم؟ چرا اگر عید طبیعی باشد، مثلاً عید نوروز باشد، عروسی کسی باشد، میزان شادی طبیعی مان بیشتر از مواقع دیگر است؟ برای اینکه تاریکی‌های معشوق‌های چهارگانه (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) روی این نور را می‌پوشاند. ما روحمان با این چهار مرحله درگیر است، آن وقت لذت «داشتن امام حسین» را نمی‌بریم، لذت داشتن امام سجاد و اباالفضل را نمی‌بریم، موقع شادی شان نمی‌توانیم شاد باشیم. شادی های فطری برای آدمهایی که فطری نیستند و درگیر چهار مرحله پایینی هستند، باعث می‌شود از اهل بیت لذت نبرند.

وقتی از داشتن اهل بیت شاد می‌شوید، بی‌اختیار می‌خواهید زیباترین درودها، تواضع‌ها، سلام‌ها، عشق‌ها، دلدادگی‌ها و نوازش های خود را تقدیم خانواده آسمانی تان کنید.

شیعیان از آل محمد (صلی الله علیه و آله) هستند

صلوات تمام حس‌های قشنگ آدم را نسبت به اهل بیت تخلیه می‌‌کند؛ مضافاً اینکه صلوات همه انتساب های خودت را هم قشنگ می‌کند.

شخصی خدمت امام صادق (علیه السّلام)‌ رسید و گفت: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ » حضرت فرمود: «یَا هَذَا لَقَدْ ضَیَّقْتَ عَلَیْنَا= بر ما تنگ گرفتی»؛ اینطوری صلوات نفرست. پرسید پس چگونه صلوات بفرستم؟ حضرت فرمود: « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ » که شما شیعیان آل محمد هستید.

وقتی انسان بر اهل بیت (علیهم السّلام) درود می‌فرستد، فقط به آنها نمی‌فرستد. حواسش به انتساب های خودش هم هست. وقتی می‌گوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» خودش را هم در کنار اهل بیت می‌آورد و یک لذت و شادی بی نهایت می برد. بنابراین، اگر تو از آل محمد شدی، باید اخلاقت را هم درست کنی ومثل آنها بشوی؛ باید غصه‌هایت را برداری و دل‌نگرانی‌ها، دلشوره‌ها، اضطراب‌هایت را کنار بگذاری.

این فهم آل محمد بودن، برای انسان بهشت می‌شود، این فهم آل محمد همه جهنم‌ها را خاموش می‌کند.

صلوات بر اهل بیت، ما را کنار آنها می‌آورد، دائماً به ما تذکر می‌دهد که تو از اینها هستی، دیگر اگر کسی فهمید از اهل بیت است، احساس تنهایی، غربت، بی‌کسی، بی‌عاطفگی، خلأ عاطفی و هیچ کمبودی نمی کند و چقدر خوب است که اهل بیت وقتی به دل ما نگاه می‌کنند، ببینند که ما با داشتن آنها شاد هستیم، ما با داشتن آن آرامش داریم.

 

زیارت جامعه کبیره


[1] . سوره انبیاء/آیه 30.

Top