www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 1 خرداد 1397 | ساعت : 14:46:45 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9036
9 ارديبهشت 1397

منازل الاخره، جلسه 28، 89/06/15

محاسبه در قبر

درباره عالم ملکوت و عالم برزخ که همان عالم قبر است، موضوع دومی که مطرح می باشد، حساب قبر است.

خداوند تبارک و تعالی عالم خلقت را منطبق با اصول ریاضی خلق کرده و همه چیز در نظام خلقت اندازه دارد و بارها در قرآن کریم فرموده است:«قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً»؛ «كُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ»؛ «وَ أَحْصى‏ كُلَّ شَیْ‏ءٍ عَدَداً». همه این آیات بیان می کنند که همه چیز نزد خدا دارای اندازه و عدد و محاسبه است.

شب قدر هم به معنی شب اندازه و محاسبه و شب ریاضیات و شبی است که تمام تقدیرات و اندازه­های تمام نظام خلقت و تمام تقدیرات و مدیریت این عالم، از قبل از دنیا یعنی جبروت، ملکوت، ناسوت، تا دنیا مقدر می شود. تمام اینها براساس منطق ریاضی است و هیچ چیزِ اتفاقی و چیزی به اسم تصادف و شانس در عالم وجود ندارد. هر چه که رخ می دهد، بر اساس قاعده و روی اصول ریاضی و قضا و قَدر یا به قول فلاسفه نظام «عِلی و معلولی» اتفاق می افتد. بعد از دنیا و در مسیر برگشت به آخرت که با وفات شروع می شود و در «سکرات موت» هم، این قوانین ریاضی صدق می کند. یعنی در مراحل وفات به بعد، شما چیزهایی را می بینید که خودتان آماده کرده اید.

در جلسات قبل این فرمول مهم را بیان کردیم که: «قبر ما نفس ما و نفس ما قبر ماست». ما داده ها و دارایی هایی را که در این عالم برای آخرت آماده کرده ایم، با خود به آنجا می بریم. همانطور که جنین در رحم، دارایی هایی را آماده می کند و با خود به دنیا می آورد، مثل دستگاه تنفس، گردش خون، دست و پا و چشم و ... و همانطور که دنیا فرمول های خاص خودش را دارد، رحم هم فرمول های خاص خودش را دارد. جنین در محیط آبی رحم زندگی می کند، اما برای محیط دنیا که نیاز به دستگاه تنفس غیر آبی دارد، ریه را آماده می کند. به محض این که نوزاد متولد شد، قوانین رحم کاملاً تعطیل شده و قوانین دنیا حاکم می شود. دنیا با فرمولها و قواعدی که دارد، با به دنیا آمدن نوزاد،‌ این فرمول ها را روی او اعمال می کند. به اینها  می گویند «حساب» . یعنی اگر محاسبات جنین متناسب با این قوانین باشد، راحت زندگی می کند و اگر نباشد، دچار فشار و اذیت می شود که در حرکت از رحم دنیا به قبر، به این فشار، «فشار قبر» می گویند. یعنی فشار عالم ملکوت، فشاری است که شخص به خاطر عدم آمادگی برای شرائط زیستی جدید و تقدیرات و مقدورات و مقدرات جدید، دچار فشار و اذیت می شود.

دنیا از جنین چگونه سؤال می کند؟

در این دنیا فرشته یا کسی نیست که به نوزاد بگوید در رحم مادر که بودی چه کار کردی؟ آیا دست آورده ای؟ پا آورده ای؟ مغز آورده ای؟ سلسله اعصاب آورده ای؟ این سوالها را نمی کنند؛ بلکه قوای عالم که فرشته ­های عالم هستند، خودشان خودبه ­خود و به طور طبیعی عمل محاسبه را روی نوزاد انجام می دهند و سؤال می کنند و جنین هم با وجودش جواب می دهد. بعد از این دنیا هم همینطور است. معلوم است که اگر نوزاد چشم آورده باشد می بیند. اگر گوش آورده باشد، می شنود. اگر دست و پا آورده باشد، از آنها استفاده می کند. یعنی وجودِ نفس خود انسان، برای جواب دادن کافی است. این که قرآن می فرماید: خود شما برای پاسخگویی کافی هستید، یعنی همه وجودتان حرف می زند. مثل نوزاد که همه وجودش حرف می زند. آیا نوزاد موقع تولد، می تواند حرف بزند؟ نه؛ ولی همه اعضای وجودش حرف می زنند؛ یعنی همه اعضای وجودش دارند می گویند که ما سالم هستیم یا سالم نیستیم. متناسب با این عالم هستیم یا نیستیم. چه آورده ایم و چه نیاورده ایم. یعنی وجودِ نفس خود انسان، برای جواب دادن کافی است.

ما هم وقتی وارد برزخ می شویم، همینطور است. قرآن می فرماید: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ[1]= امروز بر دهانهاى آنان مهر مى ‏نهیم و دست هایشان با ما سخن مى‏ گوید و پاهایشان بدانچه فراهم می ساختند گواهى مى‏ دهد». یعنی با زبان حرف نمی زنند. دست و پا و آن اعضایی که باید متناسب با شرائط زیستی آورده باشی، خودشان حرف می زنند. این همان است که فرمود:«اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیباً= خودت کتاب خودت را بخوان و خودت برای محاسبه کافی هستی». این آیه هم به مسئله حساب اشاره دارد.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:«مَنْ أَنْكَرَ ثَلاثَةَ أَشْیاءَ فَلَیْسَ مِنْ شِیْعَتِنا: الْمِعْراجَ وَ الْمَسْأَلَةَ فى الْقَبْرِ وَ الشّفاعَةَ[2]= كسى كه سه چیز را انكار كند، از شیعیان ما نیست: معراج، سؤال در قبر، و شفاعت»

جنین تا به دنیا می آید، مغز و قلب و روح و اعصاب و همه چیزش محاسبه می شود. چیزهایی هم که معلوم نیستند، مثل عقب ماندگی، لال بودن، ناشنوا بودن و ... به مرور زمان محاسبه می شوند. ما هم در قبر به مرور زمان هر چه که در دنیا کسب کرده ایم، یکی یکی موجودیتش باز می شود و خودش را نشان می دهد. اینکه گفته اند فلانی ده سال اول مردنش در قبر، به خاطر اینکه در مملکت اسلامی مسئول بوده و یک شهردار ضعیفی را منصوب کرده و شهردار یک پل ضعیف درست کرده که اسبی روی این پل رفته و پل شکسته و این شخص 10 سال عذاب شکستگی پای اسب را در قبر و برزخ متحمل شده به همین دلیل است. یعنی یکی یکی اشتباهاتی که کرده یا کارهای مثبتی که کرده از پرونده بالا می آید و ظهور پیدا می کند. «و من یعمل مثقال ذرة خیر یره؛ و من یعمل مثقال ذرة شر یره= هرکس ذره و مثقالی کار خیر یا شر کرده باشد؛ همان را می بیند».

چرا شهید سؤال قبر ندارد؟

به پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله گفتند: چرا شهید در قبر حساب ندارد؟ فرمود: برای این که شهید جواب همه سؤالها را زیر برق شمشیر دشمن داده، چه سؤالی از او بکنند؟ اگر بگویند:«مَن رَبُّک؟ مَن نَبِیک؟». می گوید: من برای همین رفتم جنگیدم و کشته شدم. شما تازه از من سؤال می کنید:«من ربک؟» برای همین است که شهید سؤال قبر ندارد. چه کسی می خواهد از او سؤال بکند؟ همه وجودش و همه جانش توحید بوده؛ 40 سال، 50 سال همه وجودش توحید و نبوت و ولایت بوده؛ همه وجودش دارد جواب می دهد. کسی از بچه سالم نمی پرسد، آیا چشم آورده ای؟ گوش آورده ای؟ دست آورده ای؟ جواب بچه این است که مگر نمی بینی سالم هستم؟ پس آورده ام.

محاسبه در هر عالم، به تناسب آن عالم فرق می کند

محاسبه و سؤال قبر، جزء مسلمات است که ما باید در آنجا پاسخگو باشیم. پاسخگویی به تناسب هر عالم فرق می کند. محاسبه هست و فرشته ­ها می آیند و واقعاً سؤال می کنند. اما این محاسبه و سؤالی که آنجا هست، برای ما به تناسب فهم دنیایی ما گفته می شود و گرنه آنجا عالمش یک عالم دیگریست. محاسباتش هم طور دیگری است.

حضرت فرمود:«مَسألَۀُ مُنکَرٍ وَ نَکیرٍ فِی القَبر حَقٌ= مسأله منکر و نکیر در قبر حق است». پس سؤال آنجا کتبی نیست که جوابش را بتوانم به خاطر بسپارم. قراردادی نیست. سؤال آنجا سؤال وجودی است. یعنی شخص باید با وجودش به سؤال هایی که آنجا از او می شود جواب بدهد.

الان شما نسبت به یک سلسله اموری که حق است، در همین دنیا عکس ­العمل خاصی دارید. یعنی اگر ما را به آزمایشگاه ببرند و قند، چربی، اوره، تراکم استخوان، میزان خون، فشار خون، تعداد پلاکت، مغز استخوان، نوار قلب، نوار عضلات، نوار و ... را اندازه گیری کنند، هر کدام از ما جواب خاصی داریم. یعنی انسان در مقابل هر اندازه­گیری و هر سؤال، یک عکس ­العمل نشان می دهد.

در آن عالم وقتی سؤال می کنند «من ربک؟» این شخصی که در دنیا با الله زندگی کرده و روابط خوبی داشته؛ نوع رابطه ای که او با الله، پیغمبر، ائمه و امام زمان و قرآن داشته؛ یا رفتاری که با زن و فرزند، همسایه، با پدر و مادر داشته همه بالا می آیند. نوع این روابط و تعاملات، خودبه ­خود در نفس او آثار خاصی گذاشته؛ بنابراین وقتی که این بدن کَنده می شود و در گور خاکی می رود و نفس به برزخ منتقل می شود، نسبت به همه خصوصیات و قواعد حق، در آنجا عکس ­العمل دارد. یعنی موجودی را ارزیابی می کنند که این شخص نسبت به الله چه وضعیتی دارد.

گناهان با کفاره و توبه هنوز موجود هستند، اما به لطف خدا حذف می شوند

در مورد گناهان، هیچ چیز از بین نمی رود، مگر اینکه مثل حافظه کامپیوتر و تلفن همراه، همه را پاک کرده باشید. یعنی دکمه حذف را زده باشید. تازه اگر حذف کرده باشند، معنایش این است که خدایا نشان نده و خدا هم می پذیرد و نشان نمی دهد، نه این که نیست می شود؛ بلکه با لطف خدا نشان داده نمی شود و حتی به روی خودت هم نمی آورند؛ به روی هیچ کس دیگر هم نمی آورند. اصلاً انگار هیچ گناهی نکرده ای و هیچ اتفاقی نیفتاده، ولی موجودیتش نزد خدا هست.

بنابراین، کلیه صادرات و واردات شما در نفس تان ضبط می شود؛ دیدنی هایتان، شنیدنی هایتان، خیالات تان، افکار و عقائدی که داشتید؛ حب و بغض هایی که داشتید و یک دفعه انسان روز قیامت محشور می شود و خدا می گوید، مخلوقات خودت را نگاه کن. تو چقدر با خیالاتت خلق کردی. این نوار ذهن و نوار خیالات این شخص را می آورند که خودش خلق کرده؛ می بیند چه حب و بغضها، شهوات، جنگها، کشت و کشتارها خلق کرده است. هزار بار در ذهنش یک کسی را کشته و زنده کرده؛ هزار بار به کسی فحش داده؛ هزار بار کسی را زده و هزار بار با کسی درگیر شده؛ هزار بار شهوترانی کرده؛ هزار بار شراب خورده؛ همه ی اینها را در روحش خلق کرده؛ در این روح تمامش ثبت و ضبط شده و همه را در آن جا بیرون می دهد.

شما مثلاً می گویید این آقا را ببخش و دیگر کارش نداشته باش. می گوید: به خاطر حرمت ماه رمضان بخشیدم. ولی چیزی که اتفاق افتاده، در نفس او ذخیره شده است. اما دیگر قرار شد راجع به آن صحبت نشود؛ عفو و مغفرت یعنی همین. برای همین شما به کفارات می گویید «کفاره گناهان»، یعنی می پوشاند. اگر در دنیا برای گناهان کلید حذف را زدید و گفتید خدایا پاک کن. خدا هم پاک می کند. ولی اگر کسی توبه را شکست و برگشت با همه ظرفیت قبلی بر می گردد با همان قدرت قبل، سابقه، مهارت، همه را با خودش دارد. خداوند اصلاً دکمه را دست خودت داده، تو تا زمانی که زنده هستی و فرصت داری، هر وقت خواستی دکمه را بزن و پاک کن. ولی پاک کنی، یعنی یک چیز کفاره باید برایش بیاوری که آن را بپوشاند. اگر باشد و تو بگویی پاک نمی شود و در حافظه بماند، آنطرف بالا بیاید، دردسرساز است چون دیگر فرصتی برای توبه نیست. باید اینجا دکمه پاک کردنش را بزنی. عرضه داشته باشی واقعاً کفاره­اش را بپردازی، مثل کفاره روزه است. آنهایی که از سالهای قبل روزه قضا دارند باید کفاره بپردازند.

به جز کفاره، عامل مهمی داریم به نام تبدیل سیئه به حسنه

سوال می شود  که آیا چیزی غیر از کفاره هم هست که اثری داشته باشد که در نفس انسان هیچ چیزی از گناه باقی نماند؟ یعنی طوری باشد که انگار یک قطعه فیلم را بریدی و دور انداختی؟ می گوییم بله هست. نامش هم تبدیل سیئه به حسنه است.

در صحیفه ی نفس شما یک موقع چیزی را پاک می کنی و می گویی: خدایا کفاره این را پرداخت کردم. خدایا توبه کردم. ولی یک موقع به خدا می گویی: خدایا اصلاً آن یک قطعه را بِبُر و دور بیانداز. این حافظه را دور بیاندازیم و یک حافظه جدید بیاوریم. خدا هم می پذیرد. مثل آنهایی که می خواهند شستشوی مغزی بدهند. یک قسمت از حافظه شخص را با یک سری عملیات پاک می کنند. خداوند هم این کار را برای بنده اش می کند که اسم مخصوص به خود دارد. می گویی: خدایا من الان می خواهم این ذکر شریف را بگویم و شما این کار را با من بکن، آن قطعه را از نفس من جدا کن و دور بینداز. خدا هم می پذیرد و این کار را می کند، ولی این خیلی هزینه دارد. اگر  هزینه ­اش را می پردازی بسم الله.

یکی از رزمنده ها که اهل شهرری بود، یک توبه نصوح عالی کرد. هر وقت به او می گفتی بیا حمام یا بیا در رودخانه شنایی کنیم، نمی آمد. علتش این بود که بدنش خالکوبی بود و خجالت می کشید. به خدا گفته بود: خدایا کاری بکن موقع مردن که می خواهند مرا بشویند، این اشتباه من معلوم نشود. خدا هم پذیرفت و او طوری شهید شد که هیچ اثری از خالکوبی بدنش دیده نمی شد. مثل «حر» که چند سال راه اشتباه رفت و در یک روز، خدا همه اشتباهاتش را جبران کرد و تا مقام عالیترین شهدا رفت و خدمت سیدالشهدا ماند تا قیامت و بعد از قیامت.

خداوند در قرآن فرمود:« فَأُولَئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا[3] = اینها کسانی هستند که خداوند بدیهایشان را به نیكی ها تبدیل مى ‏كند و خدا همواره آمرزنده و مهربان است». اینجا خیلی از کسانی که با اسلام آشنا نبودند، یک دفعه داغ کردند و حرف های بدی از نویسندگان زمان قبل از انقلاب در کتاب هایشان نوشتند. حرفهای بدی مثل این نوشتند که یعنی چه؟ طرف یک عمر گناه کرده، یک دفعه تبدیل می شود به حسنه؟ نمی داند این فرد گناهکار تا بخواهد گناهانش تبدیل شود به حسنه، باید پوستش کَنده شود. به این سادگی ها که خدا برای هر کسی گناهان را به حسنه تبدیل نمی کند؛ یعنی کسی تا توبه کرد و دم آخر گفت: استغفرالله. همه تبدیل شود به حسنه. اگر گفت: استغفر الله و واقعاً هم اتفاقی افتاد، شاید کفاره باشد، اما تبدیل برای هر کسی به این راحتی صورت نمی گیرد. شرائط قرآنی­اش را شما نگاه کنید. طرف باید خیلی زحمت بکشد تا تبدیل رویش انجام بشود. علت این سختی این است که شما چیزهایی را دارید که آنها را جذب کرده اید و گرفتار این جذبیات خودتان هستید:«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِینَةٌ = هر نفسی در گرو چیزی است که کسب کرده است».

یکی می گوید من نمی توانم گناه نکنم. به این کلاسهای ما می آید و حرفهای خدا را هم می شنود. گاهی شب هم تا صبح گریه می کند. به خدا هم غلط کردم می گوید و توبه می کند. ولی از فردا صبح دوباره نمی تواند در مقابل گناه مقاومت کند. گاهی هم 24 ساعت 48 ساعت سه روز یک ماه دو ماه مقاومت می کند؛ اما باز هم گرفتار گناه می شود. چه اتفاقی افتاده؟ لغزشی هم نداشته، ولی دوباره گرفتار شده، این گرفتاری­اش مال چیست؟ مال قبل است که خودش را گرفتار کرده، نفس او در گرو و رهین آن کارهای قبلی است. برای همین در روایت داریم، گناه نکردن، آسان­تر از توبه است. توبه یعنی بازگشت. یعنی باید برگردی به جای اول. اینطور نیست که تو بگویی الهی العفو و استغفر الله؛ و برگشته باشی. خدا می گوید: از گناه پشیمان شدی قبول. ولی آثارش که هنوز در نفس تو هست. برگرد و پاک کن. برای همین است که فرمودند توبه شش شرط دارد.

حضرت می فرماید:«حاسِبُوا قَبلَ أن تُحاسَبُوا = به حساب خودتان برسید، قبل از اینکه به حساب تان برسند». ما چقدر مسلمان داریم که بدون وصیت می میرند. حضرت فرمود: هر کس بدون وصیت بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است».

امام کاظم(علیه السلام) فرمود:« از ما نیست کسی که خودش را هفته ­ای یکبار محاسبه نکند». پس اگر محاسبه نکنیم از ائمه فاصله داریم. اما آدمی که همیشه حساب می کند، مثل کسی است که مواظب است بدهکار نشود. اما اگر حساب نمی کنی، یک دفعه می بینی، صد میلیون بدهی بالا آوردی.

مهمترین سوال قبر نوع رابطه ما با امام زمان علیه‌السلام است

در قبر از توحید، اصول عقائد، رابطه ­ات با خدا، رابطه ­ات با پیغمبر، رابطه­ ات با چهارده معصوم، وظائفی که نسبت به چهارده معصوم و به خصوص امام زمانت داری سؤال می کنند. مهمترین سؤال قبر و قیامت سؤال کیفیت رابطه ­ات با امام زمان است.

قیامت انسان، از لحظه مردنش شروع می شود. سؤال می کنند از شما که زمانی که در دنیا بودی، امام زمانت آواره، طرد شده و تنها بود، تو برای او چه کار کردی؟ همانگونه همه کسانی که ماجرای حرکت امام حسین را دیده بودند، محاسبه می شوند که آیا به کمک امام حسین رفتید یا نرفتید؟ تا روز عاشورا ایستادید یا نایستادید؟

به ما می گویند امام زمان شما زمانی که تو زنده بودی تنها، آواره، طرد شده، مظلوم و مضطر بود. تو چه کار کردی که جزء خائنین به امام زمانت نباشی؟ یعنی تو جزء بقیه کسانی که حضرت را تنها گذاشتند و آواره ­اش کردند نباشی. این یک سؤال خیلی مهم است. من اگر برایش جواب نداشته باشم، حتی اگر به بقیه سؤالاتم جواب بدهم، هیچ فایده­ای ندارد.

من برای اینکه بتوانم سرم را بالا بگیرم، باید ببینم واقعاً الان دارم با امام زمانم درست رفتار می کنم؟ یعنی نوع و سبک زندگی من پاسخ درست و عکس­العمل مناسبی برای آوارگی امام زمان(علیه السلام) دارد یا نه؟

سؤال قبر/امام زمان/

 

 

[1] - سوره یس/65.

[2] - بحار، جلد 6، صفحه 223.

[3] - سوره فرقان/70.

Top